امروز ریپلای ایمیل جمجمه دردآور استاد رو با نگارش هفتمین مقاله فرستادم.مطمئنم اصلا از دی ماه دانشکده نرفته و اگه رفته اصلا مقالاتمو نخوندههیچ ایمیل سابمیتی دریافت نکردم و این چهل روز واقعا هر روزش با فکر و خیالش خوابیدمو بیدار شدمامیدوارم یه جواب درست و حسابی بهم بده که دارم بخاطر بی توجهش هاش وارد ترم دهم میشماز دیروز هی بخودم میگم ناراحت نباش اینم مثل ارشد میگذره و تموم میشه و هیچی اونجوری پیش نمیره که تو فکر میکردی اما اخر شب یه صدایی توی دلم میگه این مشکل توعه و استاد غم توی نوعی رو نمیخوره و خودت باید پیگیر باشی و جوابشم میاد که میگه تو بدون اجازش که هیچکاری نمیتونی بکنیمحکوم بودن به زور چه سخته.... نه حرفت شنوا داره نه فاعل امری نه ناجی خودت .....................................
+ نوشته شده در سه شنبه دهم بهمن ۱۴۰۲ ساعت توسط زنبور کوچولو
برچسب:
نویسنده: کیان رجبی
تاريخ: يکشنبه
6 اسفند
1402 ساعت: 20:08